دختر دانا و پرمهر مامان

خاطرات و دانسته ها

22 ماهگی

پارمیس نازنینم 22ماهگیت رو هم پشت سر گذاشتی ،میتونی ...   پارمیس نازنینم 22ماهگیت رو هم پشت سر گذاشتی ،میتونی جمله بسازی مثلا میگی مامان اومد... میتونی یه ماجرا رو برای دیگران  دست و پا شکسته تعریف کنی . الان دو شبه که بدون شیر خوردن میخوابی در طول روز هم بهت شیر نمیدم فقط شب تو خواب یکی دو بار برای شیر بیدار میشی،این رو هم مدیون زرد چوبه ام !یه خورده اشو که به سینه ام میزنم حسااابی حالت بهم میخوره و پا به فرار میذاری و میگی اه اه اه ،منم میوفتم دنبالت میگم بیا بخور بیاااا تو هم فرار کنان میگی نه نه نه . گاهی اوقات به اطرافیانت سلام میدی،البته به سلام میگی حلام وگاهی اوقات خداحافظی میکنی،میگی:با بای. و خیلللی کار...
29 فروردين 1394

نوستالژی

بوی تابستون میاد درسته بهاره هاااا ولی... بوی تابستون میاددرسته بهاره هاااا ولی بوی تابستون به مشامم میاد.هوای گرم،هوایی که گرماشو حتی از پشت پنجره و جلوی کولر میتونی ببینی! صدای کولر ،نسیم خنکی که موقع آشپزی به صورتم میخوره و حالمو خوب میکنه ،بوی طالبی که برات قاچ کردمو نمیخوری (از مزه اش بدت میاد) بوی دارچینی که به گوشت زدمو بوش فضای آشپزخونه رو پر کرده...یه حس و حال عجیب که تو ذهنم دنبال یه خاطره خوب میگردم یه خاطره خوب که احتمالا تو همچین حال و هوایی داشتم اما پیداش نمیکنم. شاید مربوط میشه به روزای تازه ازدواجم،تو اولین خونه ی زندگی مشترکمون تو ایلام.نمیدونم.....الان که چشممو میبندم اون روزا رو به یادم میاد. اما آره ،فک کن...
22 فروردين 1394
1