دختر دانا و پرمهر مامان

خاطرات و دانسته ها

اتل متل روبوسی

سلام عزیز دل مامان یه مدته که دختر علاقه مند به کتابم رو میبرم کتابخونه محیطش خیلی عالیه یه بخش مخصوص بچه ها داره که... یه مدته که دختر علاقه مند به کتابم رو ،کتابخونه میبرم  محیطش خیلی عالیه یه بخش مخصوص بچه ها داره که خیلی دنجه و پر از کتابه ،عااااشق رفتن به کتابخونه ایی . چند وقت پیش یه کتاب برات آورده بودم که اسمش«شعرهایی برای دختر بچه ها» بود یه مجموعه سه جلدیه نوشته مریم اسلامی اون جلدش که میخوام در موردش صحبت کنم اسمش  اتل متل روبوسیه اتل متل روبوسی رفته بودم عروسی عروسیه شلوغ بود گرم و شلوغ پلوغ بود تو آدما گم شدم قاطی مردم شدم هرجا سرک کشیدم مامانمو ندیدم گریه کنون دویدم تا...
18 بهمن 1394

چون مامانت توشه!!!!

امروز برات یه جوجه کشیدم که سر از تخم بیرون آورده بود گفتم ببین جوجه داره به دنیا میاد. بعد گفتم پارمیس جوجه میپرسه این دنیا خوبه ؟بدنیا بیام؟ تو گفتی آره من پرسیدم چرا؟ جواب دادی: چون مامانت توشه بغلت کردم و غرق بوسه ات کردم دنیا خوبه چون تو توشی عزیز دل مادر دوستت دارم هزارررر بار
3 بهمن 1394
1