پارمیسپارمیس، تا این لحظه 6 سال و 27 روز سن دارد
سقف خونه ی ماسقف خونه ی ما، تا این لحظه 8 سال و 10 ماه و 22 روز سن دارد
مهرسامهرسا، تا این لحظه 1 سال و 6 ماه و 4 روز سن دارد

دختر دانا و پرمهر مامان

شلوار مال کیه؟!!!

سلام مامانی چند روزپیش عمو رضا یه شلوار برات اورد که سوغات بابابزرگ آیلین از کربلا بود ، البته قبلش اینو بگم دقت  خیلی بالایی داری کافیه لباسی رو تن کسی ببینی خوب به خاطر میسپری و  اگه یه ماه بعد اون لباس رو جایی ببینی میدونی مال کیه حالا برگردیم سر داستان شلوار: هر وقت میخوام اون شلوار  رو پات کنم میزنی زیر گریه و میگی عمو عمو !!!  فکر کنم چون شلوار رو دست عمو دیدی فکر میکنی شلوار مال عمو هستش و تو نباید اونو بپوشی. ...
10 دی 1393

دومین شب یلدا...

سلام دختر نازم چندشب پیش، شب یلدا بود دومین یلدای من با تو یلدا یعنی ..... سلام دختر نازم چندشب پیش، شب یلدا بود دومین یلدای من با تو یلدا یعنی زندگی آنقدر زیبا و با ارزشه که یک دقیقه بیشتر شدنش رو باید جشن گرفت.  ومن باید قدردان پروردگارم برای تمام دقایق و حتی ثانیه های با تو بودنم باشم. شب یلدا امسال مصادف شد با هیجده ماهگی پارمیس نازنین مامان . هجده ماهگیت مبارک نفس مامان. پس ارزشش رو داشت که با همه خستگی امروزم بخاطر دست گلی که شما به آب دادی ( یه بطری روغن رو خالی کردی رو موکت آشپزخونه و من تمام امروز در حال سائیدن لک بزرگ روغن توی هوای بس ناجوانمردانه سرد بودم) حوصله به خرج بدم و یه کیک خوشم...
3 دی 1393

از حرف زدنت بگم...

دختر نازم ماشاله روز به روز خانوم تر میشی ،هر روز یه رفتار جدید هر روز یه کار جدید. اول از حرف زدنت بگم:... دختر نازم ماشاله روز به روز خانوم تر میشی ،هر روز یه رفتار جدید هر روز یه کار جدید. اول از حرف زدنت بگم: چند روزیه یه برگ کاغذ گذاشتم رو کابینت تا کلمات جدیدی رو که تازگی یاد گرفتی  یادداشت کنم که یادم نره و برات اینجا ثبتش کنم . یادمه بچه که بودم وقتی مامان بزرگ برامون تعریف میکرد که چه کلماتی رو به اشتباه چه جوری تلفظ میکردیم، کلی میخندیدیم و ذوق میکردیم ، حالا اجازه بده مامان بگه چه جوری حرف میزنی شاید بزرگ که شدی برات جالب باشه: به نون میگی " نانو " به دارو میگي  دایو به آشغال میگ...
25 آذر 1393

دخترم نازمو خرید...

دیروز کاری کردی که از دستت عصبانی شدم. بلند شدم، گفتم از دستت ناراحتم و به نشانه اعتراض ... دیروز کاری کردی که از دستت عصبانی شدم. بلند شدم گفتم از دستت ناراحتم و به نشانه اعتراض رفتم تو اتاق و مشغول شدم به اتو کردن لباس. اومدی کنارم ،رومو برگردوندم و گفتم برو مامان از دستت ناراحته،ناراحتم کردی . دستت رو گذاشتی رو شونه ام گفتی مامان مامان نگاهت کردم سرتو خم کردی و بهم لبخند زدی ،به لبخند بی نظیرت بر خلاف میلم  توجه نکردم . دوباره تکون تکونم دادی و گفتی :مامااان، بازهم نگاه سرد من وبازهم لبخند تو.... داشتم برات دیووونه می شدم خواستم بغلت کنم و بچلونمت اما خب ....باید مامان جدی باشم یک دفعه اومدی&nb...
5 آذر 1393

مامان رو ببخش...

دختر گلم مامان رو ببخش برای تمام لحظه هایی  که ... دختر گلم مامان رو ببخش برای تمام لحظه هایی  که فکر میکردم تو این مدت مریضیت از بس لی لی به لالات گذاشتیم لوس شدی که اینقدر غر غر میکنی،و گاهی اوقات صبرم تموم میشد و کلافه میشدم . دخترم امروز همچنان آبریزش بینی داشتی و گهگاهی سرفه میزدی اما اصلا کاری به کار مامانی نداشتی و بازی میکردی بدون غرغر و عصبانیت،ومن فهمیدم دختر صبورم تا واقعا اذیت نشه غر غر نمیکنه حتما یه مشکلی داره که  کلافه و بی قرار میشه . ...
25 آبان 1393

باورهاي غلط درباره سرماخوردگي كودكان

باورهاي غلط درباره سرماخوردگي كودكان که همه باید بدونیم امان امااااان از این دکتر های بی سواد... باورهاي غلط درباره سرماخوردگي كودكان علاوه بر باورهاي غلط والدين كه فكر مي‌كنند، هر كودكي كه تب مي‌كند يا آبريزش بيني دارد و زياد عطسه مي‌كند، سرماخورده است، مشكل اساسي‌تر اين است كه هنوز بسياري از والدين و به ‌خصوص مادران نمي‌دانند كه بهترين عكس‌العمل در هنگام سرماخوردگي كودك چيست؛ هنوز بسياري از مادران سرماخوردگي را با خيلي از بيماري‌هاي عفوني اشتباه مي‌گيرند و اقدام به درمان هاي خودسرانه مي‌كنند؛ هنوز خيلي از والدين نمي‌دانند كي بايد كودكشان را نزد پزشك ببرند؛ و بالاخره اين كه...
21 آبان 1393